معمار آرزوها ; زمان معمار است

پرنده لب تنگ ماهی نشسته بود, به ماهی می گفت: سقف قفست شکسته چرا پرواز نمی کنی!


 
صفحــات وبــلاگ:: ابتدا 2 3 4 5 6 4 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 ...
hamshahri.net- سارا صاحبی :
مابین داخل و خارج خانه ها، ساختمانها و فضاهای شهری ، لایه حد واسطی وجود دارد که از ابتدایی ترین مراحل پیدایش معماری در زندگی بشر،تاکنون سیر تحولی قابل تاملی داشته است.
این لایه ، علاوه بر وظایف نخستین خود مانند نقش حفاظتی ، تعیین محدوده های مالکیت و ایجاد فضای خصوصی، رفته رفته وظیفه ابراز هویت ، زیبا سازی محیط شهری و همین طور کارکردهای فرهنگی بسیاری را نیز به عهده گرفته است .
پوشش ساختمان که در ابتدا موظف بود حائلی میان انسان و تهدیدهای محیط خارج باشد ، در عین حال می باید نقش رابط میان فضاهای خصوصی و عمومی، خلوتی و شلوغی ، مصنوعی و طبیعی را نیز ایفا کند .
امروزه بحث نما سازی در ساختمان و ساخت بدنه شهری یک بحث هویتی و فرهنگی است . در نماهای شهری ما معمولا به هم ریختگی هایی مشاهده می شود که بیشتر ناشی از تقلیدهای کورکورانه از سبک های معماری است . استفاده های بی رویه و نا به جا از یکی از مصالح در یک دوره زمانی باعث از بین رفتن و بی ارزش شدن آن مصالح می شود که متاسفانه در بدنه های شهری خود بسیار با این پدیده روبه رو هستیم . مگر نه این که معماری هر عصر ، بیانگر تفکر و اندیشه حاکم برآن دوره است ؟ پس در این صورت می توان گفت که سیمای هر بنا نیز بیان کننده تفکر صاحب آن است . حال پرسشی که پیش می آید این است که آیا ارتباطی میان آشفتگی نماهای شهری با آشفتگی اندیشه صاحبانشان وجود ندارد ؟
متاسفانه با وجود توجه روزافزون به مساله پوشش بنا و نقش مهمی که می تواند در بهبود شرایط معماری روزگار ما داشته باشد در معماری معاصر کشور ما هنوز توجهی در خور و مناسب به آن نشده. اغلب دست اندرکاران صنعت ساختمان ، پوشش ساختمان را لایه ای جدا در نظر می گیرند که فقط وظیفه زیبا ساختن بناها و نشان دادن منزلت اجتماعی صاحبانشان را بر عهده دارند.
در اثبات این امر، همین بس که قوانین کنترل پیش آمدگی بنا ، خط آسمان و کنترل همسطح بودن بناهای مجاور است . در حالی که مثلا در روسیه ، هر ساختمانی که قرار است ساخته شود قبلا ماکت آن تهیه می شود و در صورت همخوانی با بدنه شهری مجوز ساخت می گیرد و همخوانی و زیبایی بدنه شهری نیاز به برنامه ریزی و تفکر دارد.
به گفته حسن فتحی ، معمار مصری ، بدبختانه ، چشم آدمی مانند گوشش حساس نیست . وقتی گوشتان صدای ناهنجاری را می شنود، شما ناخود آگاه از جا می پرید ، اما اگر دیدگانتان تناسبی ناهنجار را ببیند ، یکه نمی خورید و مثلا چشمتان سرخ نمی شود یا از آن اشک نمی آید و دردتان نمی گیرد ! البته امروزه بسیاری از نقشها تا حدی از هم تفکیک گردیده و به صورت لایه های مجزا و مستقل و یا ترکیبی در بناها قابل رویت می باشند .
به هر صورت پوشش ساختمان باید به این نیازها پاسخ دهد:
مقاومت و پایداری در برابر نیروهای جانبی و خارجی
مقاومت در برابرآب و هوا و رطوبت زمین
دوام و عدم نیاز به نگهداری
آتشپادی ( پایداری و مقاومت در برابر نفوذ آتش و حرارت)
مقاومت در برابر انتقال حرارت
مقاومت در برابر صوت
در نماهای امروز شهرهای ما آنچه دیده می شود تنها تضاد است؛ تضادها و آشفتگی هایی که به یکپارچگی نمی رسند و این وظیفه طراحان و معماران است که با استفاده صحیح از دانش و هنر و تکنولوژی و مصالح چهره شهر ها را سامان بخشند.

تـــگ ها:: معماری و هنر
نظرات [] نويسنده : حسن ابوالقاسمی - ساعت ٦:٠٤ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۳۸٦/۱/٢٠   |   لينک ثابت
hamshahri.net- محمدرضا حائری:
مهم‌ترین ایراد به شیوه طراحی و ساخت‌وساز در بافت‌های معاصر شهری، مواجهه انفرادی و انتزاعی با بنای مورد طرح است.
در مسیر طراحی، حضور شهر و پیرامون بنا به کلی نادیده گرفته می‌شود. مهم نیست که در اطراف ساختمانی که در حال احداث است چه اشکال و مصالح و متنی وجود داشته باشد یا ارتفاع بناهای اطراف چه مقدار.
اینکه بدنه‌ها، کوچه‌ها و خیابان‌های پیوسته و مشرف به این بنا چه ویژگی‌هایی دارند، تاثیر بنای مورد نظر در تشریح و توصیف خط آسمان و پیوند با زمین چگونه است نیز مهم نیست. به زبان دیگر، معماری از نقطه‌نظر شهرسازی و شهر مطرح نیست.
در بزرگ‌ترین کلانشهرهای کشور، یکی از مهم‌ترین عناصر حیاتی جامعه مدنی یعنی فضا، هدر رفته و همان‌گونه که لازم است جلوگیری از هدررفتن آب و برق را دائما تذکر داده و راه‌حل‌های مواجهه با این اتلاف را گوشزد کرد و آگاهی لحظه‌ای شهروندان را درباره حسن صرفه‌جویی افزایش داد، باید حس فضایی نیز به‌شدت تقویت و تحکیم شود.
در نیم‌قرن گذشته، کالبد کلانشهرها در عین رشد سریع، به‌سرعت از معماری و هویت شهری تهی شده و آنچه این شهرها را گسترش داده «ساختمان‌سازی» بوده و نه معماری. اگرچه عوامل و عناصر کالبدی تشکیل‌دهنده معماری و ساختمان‌سازی در بسیاری موارد مشترک است اما تنها در نیم‌قرن اخیر، این عوامل عمدتا برای احداث ساختمان، بسیج شده‌اند و از توانایی معمارانه به دور مانده‌اند.
امروزه برای ساختن بنایی در هر قسمت از شهر، باید نقشه‌هایی تهیه کرد که در آن، نحوه استقرار بنا در زمین تفکیک‌شده و طبقه‌های مختلف از زیرزمین تا بام با معلوم‌بودن نسبت ارتفاع طبقه‌ها به معبر(شارع عام) نشان داده شود. اگر از نقطه‌نظر کاربری، زیربنا، تعداد طبقات و میزان اشغال زمین و نکاتی از این قبیل، نقشه مغایرتی با «ضوابط و مقررات» نداشته باشد، جواز احداث صادر و ساختمان ساخته خواهد شد.
آنچه در این نقشه‌ها نشان داده نمی‌شود و هیچ ضابطه و مقرراتی برای آن وجود ندارد، ارتباط این بنا با سازه‌های پیرامون و معبر است. درون بنا نیز به همین منوال، ضابطه‌ای برای تعریف، ترکیب و تنوع فضا وجود ندارد.
تمامی نکاتی که توجه به آنها به ایجاد فضای تاثیرگذار منجر می‌شود، از قلم افتاده؛ نکاتی از قبیل چگونگی مفصل‌بندی بنا با فضای پیرامون، رابطه با خطوط و اندازه سطوح موجود در نماهای مجاور و مشرف به شارع عام، نسبت آهنگ سازه بنا با آهنگ سازه‌های اطراف، تناوب اندازه بازشوهای پیرامون بنا، چگونگی اتصال بنا به زمین و آسمان برای ایجاد خط زمین و خط آسمان در ارتباط با اطراف و مقوله‌هایی از این دست.
در درون نیز بر حسب عرصه‌های عمومی و خصوصی، معلوم نیست فضا چگونه و با چه معیارهایی می‌بایست جلوه کند. از نقطه‌نظر ضوابط و مقررات، یک سقف در ارتفاعی واحد برای تمامی فضاهای بزرگ و کوچک اعم از انبار، راهرو و سالن اجتماعات، قانونی است.
بدین ترتیب، ماهیت مواجهه قانون با بنا، ضوابط و مقررات ساختن، به صورتی کاملا انفرادی مطرح است و صفت درونگرا، بیشتر شایسته بناهای بافت‌های جدید است که به بیرون، کوچک‌ترین توجهی نشان نمی‌دهند و هیچ‌گونه مسئولیتی را نسبت به پیرامون و شهر به عهده نمی‌گیرند. پنداری قرار است ساختمانی در میان بیابان برهوت ساخته شود.
در ذات چنین شیوه برخوردی با ساختن، مفهوم شهر، هویت شهری و معماری وجود ندارد. حتی مفهوم بیابان هم وجود ندارد چرا که حتی در ضوابط و مقررات بیابان‌سازی(چیزی معادل شهرسازی معاصر) نیز توجه به متن بنا و جنس مصالح و رنگ، می‌تواند کاملا قانونی جلوه کند.
در بافت‌های جدید، «شهر» دقیقا از جمع عددی و انفرادی - و نه ادغام و درهم‌آمیختگی - بناها حاصل شده و از این‌گونه کنارهم‌چیده‌شدن احجام نیز فضایی شهری به شیوه‌ای آگاهانه ایجاد نخواهد شد؛ چنان که بزرگ‌ترین مکان‌های تجمع کشور یعنی کلانشهرها با کمبود فضای باز و عمومی طراحی‌شده و فضاهای شهری ازپیش‌اندیشیده‌شده رو‌به‌رو هستند.
اکنون مجددا این سوال‌ها قابل طرح است؛ «چرا باید در بزرگ‌ترین مراکز تجمع کشور در مسیر حرکت به سمت‌ آینده، با چنین رشد حجیم و پهناوری از کالبد، کمترین میزان ممکنه فضای معمارانه محقق شود؟
به استناد کدام مرجع معماری، باید شهر این‌گونه رشد یابد؟ تا کی و با تکیه بر کدام‌یک از دستاوردهای متاخر معماری و شهرسازی جهان، قرار است شهر، این‌گونه در افق و ارتفاع رشد یابد؟ و بالاخره هدف از تدوین ضوابط و مقررات معماری و شهرسازی چیست؟»
هدف این ضوابط و مقررات هر چه باشد، باید بپذیریم که اعمال آنها منجر به خروج معماری و هویت شهری از کالبد شهر شده و بافت‌های جدید و حومه‌ای کلانشهرهای کشور، بهترین گواه این حکم هستند.

تـــگ ها:: معماری و هنر
نظرات [] نويسنده : حسن ابوالقاسمی - ساعت ٦:٠۱ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۳۸٦/۱/٢٠   |   لينک ثابت
hamshahri.net - گروه شهری:
کعبه
احداث پروژه «ابرج‌البیت» در جوار مسجد‌الحرام، آثار تخریبی گسترده‌ای بر جا می‌گذارد و باعث به وجود آمدن خسارات زیادی به مسجد‌الحرام و بافت معماری اسلامی این شهر می‌شود.
به گزارش خبرنگار همشهری، برخی از معماران برجسته کشور با اعلام خبر فوق در گفتگو با همشهری، احداث «ابرج‌البیت» را به دور از قوانین شهرسازی و معماری و نقض قوانین جهانی می‌دانند.
صمد ذو‌اشتیاق، معمار و شهرساز با اشاره به اینکه در شهر سلسله مراتب اهمیت، از نظر فضایی نقش عمده‌‌ای دارد گفت: اگر ساختمانی در شهری ساخته شود باید براساس بافت کلی شهر، پیش‌بینی و احداث شود.
وی گفت: در مکه هیچ ساختمانی به اندازه مسجد‌الحرام دارای اهمیت نیست و به همین دلیل باید این محوطه از نظر تاریخی و همچنین شخصیت جهانی دارای حریم باشد و چیزی پیرامون آن ساخته نشود به ویژه ساختمان‌هایی که دارای معماری مدرن‌اند.

ادامه مطلب
تـــگ ها:: معماری جهان و هنر و معماری
نظرات [] نويسنده : حسن ابوالقاسمی - ساعت ٥:٥٥ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۳۸٦/۱/٢٠   |   لينک ثابت

Santiago Calatrava
Tor Vergata University   Roma II

Rome, Italy

زمینی برای یک طرح دانشگاه جدید،شهرورزش وبرج رییس دانشگاه-واقع شده در شرق رم.

دانشگاه (تور ورگاتا)هم اکنون 1480 جریب(پای مربع)مساحت دارد و38700 دانشجو در 6 مدرسه تحصیل میکنند.رشته های دانشگاه شامل : اقتصاد،قانون ،مهندسی ،هنروعلوم انسانی ،پزشکی وعلم.
یک پارک شهری بزرگ ،متصل کردن دانشگاه باشهرورزش ،یک محل ملاقات برای تبادل نظر واجتماع وحوادث فرهنگی را به عهده  خواهد داشت.

در ابتدای محوطه دو ساختمان همشکل به صورت قرینه وجود دارد که شامل استخر و دیگری سالن چندمنظوره میباشد.

ساختمانهادرعمل مستقل هستند و بنابراین قادربه میزبانی حوادث متفاوت درهر زمان خواهند بود.
همچنین این دو ساختمان شامل آزمایشگاه ها،کلاس درس ها،تسهیلات آموزشی میباشند.
در پایان محور اصلی برج رییس دانشگاه وجود دارد که بصورت مارپیچ دور خودش میباشد که کشش فضا به بالا تولید میکند.توسط ستونهای فلزی بر ساختار برج تاکید شده است.
طرح برج شفاف است تا بتواند خود را از اطراف بیرون بکشد و در هنگام شب با روشن شدن چراغها طرح شفاف شیشه ای بتواند بصورت منباء نور دیده شود.
شهر ورزش برای برگزاری مسابقات شنا در سال 2009 پیش بینی شده است.

سانتیاگو کالاتراوا


نظرات [] نويسنده : حسن ابوالقاسمی - ساعت ٩:٠۸ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۳۸٦/۱/۱۸   |   لينک ثابت

مرا بگاه ده ای ساقی کریم عقارکه دوش هیچ نخفتم ز تشنگی و خمار

لبم که نام تو گوید به باده اش خوش کنسرم خمار تو دارد به مستیش تو بخار

بریز باده بر اجسامم و بر اعراضمچنانک هیچ نماند ز من رگی هشیار

وگر خراب شوم من بود رگی باقیچو جغد هل که بگردد در این خراب دیار

چو لاله زار کن این دشت را به باده لعلروا مدار که موقوف داریم به بهار

ز تست این شجره و خرقه اش تو دادستیکه از شراب تو اشکوفه کرده اند اشجار

مرا چو مست کنی زین شجر برآرم سربه خنده دل بنمایم به خلق همچو انار

مرا چو وقف خرابات خویش کردستیتوام خراب کنی هم تو باشیم معمار

بیار رطل گران تا خمش کنم پی آننه لایقست که باشد غلام تو مکثار


ادامه مطلب
تـــگ ها:: عاشقانه و معماری و هنر
نظرات [] نويسنده : حسن ابوالقاسمی - ساعت ۸:۳٦ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳۸٦/۱/۱٧   |   لينک ثابت

شهرسازی و معماری ایرانی که سال‌های طولانی سازنده و صادرکننده الگوهای معماری منحصر به فرد به دنیا بوده، در جریان الگوبرداری از نمونه‌های غربی محدود شده و در فرایند رشد شتابان شهر‌ها ارزش‌های معماری رنگ می‌بازند. هرچند با توجه به سابقه طولانی معماری ایرانی و اسلامی ظرفیت‌های ویژه‌ای برای بهره‌گیری از اصول معماری و شهرسازی کهن کشور وجود دارد اما به گفته کارشناسان بی‌توجهی به طراحی فضاهای شهری با کیفیت معمارانه نه تنها شهر‌های کشور را به مجموعه‌ای از ساختمان‌های بی‌قواره تبدیل کرده، بلکه انگیزه‌های لازم برای توجه معماران به اصول معماری ایرانی و اسلامی را برای طراحی فضاهای شهر به شدت تنزل داده است. «محمدرضا حائری»، استاد دانشگاه در رشته معماری با بیان اینکه در این دریای متلاطم رشد شهری، قطره‌های معماری و شهرسازی به ندرت یافت می‌شود، گفت: «هر اقدامی در حوزه معماری چندین انعکاس فضایی ایجاد می‌کند و نمی‌توان یک اثر معماری را به تنهایی و جدا از اثری که بر کلیت فضاهای یک شهر می‌گذارد بررسی کرد اما این مهم در ایران جدی گرفته نشده است.»


ادامه مطلب
تـــگ ها:: شهرسازی و معماری و هنر
نظرات [] نويسنده : حسن ابوالقاسمی - ساعت ۳:٤۳ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱۳۸٦/۱/۱٤   |   لينک ثابت

بازار همدان :

بازارهای همدان مانند بازارهای اغلب شهرهای قدیمی مسقفند و از بافت معماری اسلامی برخوردارند جملگی بازمانده دوره قاجاریه می‌‌باشند. جز نه راستا. بقیه در دو. سه دهه قبل به دستور مسؤولان وقت ازباب تجدد گرایی سقف آنها را برداشته و با گذشت زمان صاحبان اماکن تجاری برای استفاده از زیر بنای بیشتر طرفین آنها را نیز خراب کرده اند. که با تیر آهن و دیوارهای تیغه‌ای بازسازی کرده اصالت خودر را ازدست داده اند.

این بازارها در مرکز شهر قرار دارند و هر یک مختص یک نوع مال التجاره یا پیشه ورانی است که دارای حرفه مشترکی هستند از این رو مردم بر حسب احتیاجات خود می‌‌دانند برای تهیه نیازمندیها به کجا مراجعه نمایند. بعضی از بازارها مانند کاروانسراها در تملک اشخاص ثروتمند بوده که برای کسب در آمد بیشتری بنا شده‌اند چنان که بازار قیصریه(بازار فرش فروش‌های فعلی) را میرزا کاظم منشی قاجاریه در پشت کاروانسرای خود (کاروانسرای میرزا کاظم) ساخت که اکنون متعلق به چند تن از تجار می‌‌باشد. بر همین قیاس راستا بازارهای صحاف خانه. موتابخانه. کفشدوزخانه و ...

به علت موقعیت خاص جغرافیایی همدان و قرارگرفتن در مسیر راه‌های ارتباطی شهرهای غربی و نیز زایران انبوهی که از میانه و مناطق دور دست جهت زیارت عتبات عالیات در همدان توقف می‌‌نمودند این شهر از اهمیت خاص اقتصادی و جغرافیایی به ویژه از دوران صفویه و توامانی دین و سیایت بر خوردار بوده است.

ویلیام جکسن می‌‌نویسد: (بازارهای همدان دارای سقفند و بیش از پانصد دکان پر مشتری در آنها قرار دارد بازرگانان از این شهر به عنوان (انبار ایران) یاد می‌‌کنند. از جمله کالاهای بازرگانی. اجناس چرمی را باید نام برد زیرا همدان شهر دباغخانه هاست همدانیها در ساختن و عمل آوردن پوست گاو و گوسفند و ساختن اجناس تجملی از آنها شهره شده اند)

در سال 1921 .م. همدان 150 دکان دباغی داشت. جکسن در مشاهدات خود از بازار همدان مینویسد(زین و تسمه و جامدان و کفش‌های نوک تیز را در غرفه‌های متعددی به معرض فروش نهاده‌اند از این گذشته نمدهای نرم سفید که برای زیرانداز. نمدزین. کپنک و شولای چوپانان به کار می‌‌رود و کلاه‌های پوستی شبیه کلاه خوددر هیچ جای ایران بهتر از همدان ساخته نمی‌شود همچنین ساختن غایشه)


ادامه مطلب
نظرات [] نويسنده : حسن ابوالقاسمی - ساعت ۳:٢٦ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱۳۸٦/۱/۱٤   |   لينک ثابت

کروکی 2


ادامه مطلب
نظرات [] نويسنده : حسن ابوالقاسمی - ساعت ٢:۱٩ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱۳۸٦/۱/۱٢   |   لينک ثابت

معماری دینی عرصه ای است که به طراحی و ساختارهای اماکن نیایشی چون، مسجد، کلیسا، کنیسه و معابد می پردازد، بسیاری از فرهنگها منابع قابل توجهی از منابع خود را به معماری دینی اختصاص داده اند، به طور کلی اماکن نیایشی را می توان در میان تأثیرگذار ترین و پایدارترین عمارتهایی دانست که تاکنون به دست بشر ساخته شده است.
ساختمانهای دینی اغلب طی قرنهای متمادی توسعه یافته و پیش از ساخت آسمان خراشها درمیان بزرگترین ساختمانهای جهان تلقی می شد. در حالی که معماری دینی از سبکهای مختلف سود می برد و گهگاه روندهای خاصی را ساختار خود دنبال می کنند، اما این سبکها هموار نسبت به سایر ساختمانهای زمان خود منحصر به فرد بوده است. با ظهور یکتاپرستی، ساختمانهای دینی به نحو فزاینده ای به مراکز نیایش و مراقبه تبدیل شدند.
● ابعاد معنوی معماری دینی
گاهی از معماری دینی با عنوان فضای مقدس یاد می شود. نورمن ال. کونس از معماران نامی معاصر اظهار داشته است که هدف معماری دینی روشن کردن مرز میان ماده و ذهن، جسم و روح است. رابرت شولر از کشیشان پروتستان اشاره کرده که اگر انسان بخواهد از لحاظ روانی سالم بماند باید از فضای طبیعی بهره گیرد، فضایی که برای ما به عنوان انسان در نظر گرفته شده هوای آزادی چون یک باغ است. اما در این میان ریچارد کیچهفر مدرس دین و تاریخ در دانشگاه نورث وسترن تصریح می کند که وارد شدن به یک ساختمان دینی استعارهای از وارد شده به روابط معنوی است وی می افزاید که فضای مقدس را می توان توسط یه عاملی که براین فرآیند معنوی تأثیر می گذارد تحلیل کنیم. طول این فضا تأکیدی بر اجتماع و بازگشت به اعمال مذهبی است؛ فضای نیایشی آن نشان دهنده درخواست و شنیدن پاسخ است و اشکال اجتماعی آن به منظور گردهمایی و ارتقاء حس صمیمیت و مشارکت در نیایش است.


ادامه مطلب
تـــگ ها:: معماری جهان و معماری و هنر
نظرات [] نويسنده : حسن ابوالقاسمی - ساعت ٦:۱۳ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳۸٦/۱/٧   |   لينک ثابت

برن، سوئیس: به تازگى رنزو پیانو با ساخت موزه ۸۶ میلیون دلارى پل کله در شهرى در اطراف پایتخت سوئیس آن را احیا کرد. این شهر که زیر سلطه کوه هاى آلپ قرار دارد، از این پس شما را به بازدید بدون شتاب از این موزه عجیب دعوت مى کند.معمارى این مرکز عجیب و محتاطانه است. این مرکز از سه «تپه» که با استیل درخشان ساخته شده، تشکیل یافته است و در آنها از سه عنصر کارهاى نیمه انتزاعى کله، یعنى خط، فرم و رنگ استفاده کرده اند.و اتفاقاً این مرکز در حدود ۱۰۰ یاردى شرسهالدن سمترى، جایى که کله در آن دفن شده، قرار گرفته است. معمارى این مرکز یادآور دیگر کارهاى پیانو است.

او سبک خاص خود را در معمارى دارد. او مى گفت که طرح این مرکز را بدون الگوى خاصى کشیده است و به جاى آن به دیگر طرح هایش اجازه داده که آزادانه دخالت داشته باشند. اکنون با دقت در آثار او، مى توانیم تضادهاى کارهاى یک معمار را ببینیم. او نقشه پومپیدوى در پاریس، مجموعه منیل در هاوستون و مرکز پل کله را کشیده که هر یک به گونه خاصى طراحى شده اند. پیانو ۶۷ ساله بعد از صرف صبحانه چند روز قبل از بازگشایى عمومى مرکز در بیستم ژوئن گفت: «باید اول گوش دهید که زمین به شما چه مى گوید، زیرا سایه طرح از قبل آنجا است. و در این مورد باید به صداى پل کله هم گوش کنیم. البته ما ساختمان پل کله نمى سازیم اما مى توانیم شاعرانه به نقاشى هایش نگاه کنیم. در آثار او همیشه طبیعت وجود دارد: پرندگان، درختان، رنگ ها و شمال آفریقا.» کله در سال ۱۸۷۹ در برن به دنیا آمد و در سال ۱۹۴۰ در همانجا درگذشت. او هنرمند محبوب و بزرگى است. اما قبل از شروع پروژه این مرکز باید از طریق رفراندوم این موضوع ثابت مى شد.

آثار او جزء گنجینه ملى هستند. او به اتفاق جاکومتى و تنگلى از بزرگترین هنرمندان قرن بیستم است. کله هم مانند جاکومتى و تنگلى در اواخر دوره نوجوانى براى ساختن آینده اش، خانه اش را ترک کرد. او به مونیخ رفت و در آنجا هنرخواند و از طریق موسیقى امرارمعاش کرد. در سال ۱۹۰۶ با لیلى اشتومپف ازدواج کرد. در سال ۱۹۲۰ براى تدریس در هنرستان عظیم و با شکوه باوهاوس در وایمار و پس از آن دسائو دعوت شد. در سال ۱۹۳۰ او استاد آکادمى هنرهاى زیباى دوسلدورف شد که سه سال بعد از آن به خاطر روى کار آمدن نازى ها اخراج شد و پس از آن به برن بازگشت.


ادامه مطلب
نظرات [] نويسنده : حسن ابوالقاسمی - ساعت ٥:٥۱ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳۸٦/۱/٧   |   لينک ثابت

پیتر آیزنمن :چارلز جنکز ظرفیت خاصی برای پیشگویی آنچه در معماری اتفاق خواهد افتاد دارد.او با معماری بعد از مدرن به دنبال گذشته بود ولی با کتاب معماری پرش کیهانی خود برای اولین بار رو به آینده دارد.

پیتر آیزنمن :حقایق علمی بهانه ای برای معماری هستند نه توجیهی برای آن.

                              پیتر آیزنمن

آلبرتو پرز گومس :حتی دیدگاه ریاضیدانی چون مندلبروت از معماری همانند دیدگاه پرنس چارلز تقلیدی کهنه است.

میس ونده رو :هیچ کس نمیتواند هر صبح دوشنبه یک سبک معماری جدید اختیار کند.

میس ونده رو :ترجیح میدهم خوب باشم تا جالب توجه.

میس ونده رو

هوشنگ سیحون :کلام آخر من ایران است.

لوکوربوزیه :چشمهایی که نمی بینند زیبایی نوین عصر حاضر را.

لوکوربوزیه :من ترسیم­کردن را به حرف­زدن ترجیح می­دهم، زیرا ترسیم­کردن سریع­تر است و مجال کمتری برای دروغ­گفتن باقی می­گذارد.

 لوکوربوزیه


ادامه مطلب
نظرات [] نويسنده : حسن ابوالقاسمی - ساعت ٤:٠٠ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۳۸٦/۱/٦   |   لينک ثابت

هوشنگ سیحون، معمار و طراح پیشرو و صاحب سبک در معماری نوین ایرانی است که آثار زیبا، ماندگار، معتبر و بی­نظیرش با گذشت چندین دهه­ از ساخت آنها، همچنان بر تارک معماری معاصر ایران می­درخشند، آثاری همچون آرامگاه ابوعلی­سینا و باباطاهر در همدان، آرامگاه حکیم عمرخیام و کمال­الملک در نیشابور، آرامگاه نادرشاه افشار در مشهد و ده­ها اثر دیگر. سیحون که می­توان او را متعلق به نسل اول معماران مدرن در ایران دانست، در آثار متعدد خود توانسته است به بیانی نوین در تلفیق معماری سنتی ایران و معماری مدرن دست یابد. همچنین او علاوه بر فعالیت در عرصه معماری، ذخایر فرهنگی دورافتاده­ترین نقاط ایران را کشف و ثبت کرده و ارزش هنری­ آنها را به خود ایرانی­ها نشان داده است.

هوشنگ سیحون در سال 1299 شمسی در یک خانواده هنرمند در تهران به دنیا آمد و تحصیلات ابتدایی و متوسطه خود را در سال 1319 در تهران به پایان رساند. او از کودکی عشق و علاقه زیادی به نقاشی داشت، بطوری­که به گفته خودش از زمانی که ­توانست قلم و زغال به دست بگیرد، نقاشی را آغاز نموده است. به خاطر همین عشق و علاقه زیاد به نقاشی، پس از گرفتن دیپلم درصدد بود تا در رشته­ای مطابق با استعدادش ادامه تحصیل دهد، تا اینکه در آن سال، یعنی سال 1319، دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران توسط عده­ای از آرشیتکت­ها، باستان­شناسان و نقاشان فرانسوی و چند نفر از شاگردان کمال­الملک تأسیس شد. او با استفاده از این موقعیت، به تحصیل در رشته معماری این دانشکده پرداخت و در سال 1323 با نمره عالی از این رشته فارغ­التحصیل شد.


ادامه مطلب
نظرات [] نويسنده : حسن ابوالقاسمی - ساعت ۸:٥۸ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳۸٦/۱/٥   |   لينک ثابت

هوشنگ سیحون

دراین مجال به معرفی مردی می پردازم که طرح و قلم او حرف می زند با تاریخ.
مرد بناهای ماندگار؛ مردی که گل می افشاند تا طرحی نو در اندازد.
اگر در لابلای عکس های یادگاری از شهر و دیارتان ایران، عکسی از باغ و عمارت حکیم ابوعلی سینا دارید، طرح این مرد بزرگ هم نمایان است، اگر لختی در باغ آرامگاه حکیم عمر خیام و یا در کنار مقبره ی زیبای کمال الملک در
نیشابور مبهوت مانده اید، بی شک خالق آن همه طرح و نقش را نیز یاد کرده اید؛ بله، هوشنگ سیحون به میان ما خواهد آمد، معمار و نقاش عمارت ها و موزه های ماندگار؛ طراح موزه آرامگاه نادرشاه افشار و مقبره ی کلنل محمد تقی خان پسیان سردار آزاده ی خراسان؛ طراح بنای موزه توس و دهها عمارت دیگر.
سیحون، نقش اندازی ست که با ما در دنیای ابعاد، از معانی پر رمز و راز باطن می گوید، به راستی که او، معانی و فلسفه نظری و وجودی بزرگانی که معمار و طراح آرامگاه هر یک از آنان بوده است را در نقش مقبره ی آنان به دام انداخته است، و این همان جلوه ایی از هنر است که ما را به سوی شعور می کشاند.
هوشنگ سیحون در سال 1338 آرامگاه حکیم عمر خیام را مبتنی بر اصول ریاضی و مثلثاتی خیامی، محاسبه و طراحی کرده است؛ سیر در دهلیزها و طاق و ایوان مقبره، خود سفری ست به جهان بی نهایت معانی خیام.
سیحون حتی انتخاب مصالح ساخته های خویش را منطبق با خصوصیات شخصیتی و زندگی هر یک از آن بزرگان انجام می دهد، او در کتاب « نگاهی به ایران» در مورد بنای آرامگاه نادر شاه افشار می نویسد: « ماده اصلی ساختمان از سنگ خارای منطقه کوهسنگی مشهد، مشهور به سنگ هر کاره است، این سنگ یکی از مقاوم ترین سنگ هایِی ست
که در ایران وجود دارد، او دلیل این انتخاب را اشاره به صلابت و عظمت نادر شاه افشار می داند».


ادامه مطلب
نظرات [] نويسنده : حسن ابوالقاسمی - ساعت ۸:۳٩ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳۸٦/۱/٥   |   لينک ثابت
صفحــات وبــلاگ:: ابتدا 2 3 4 5 6 4 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 ...

  اطلس معماری اطلسی      کلیک کنید...